از سري داستان هاي نانوشته دربين قوم كهن خلج ،داستان جيك-جيك خانم(3) به زبان تركي خلجي
يازولمادوق اويونلارلا ماتاللار
جيك-جيك خانوم ماتالو(3)
يازقولو:علي اصغرجمراسي
بي وارادو،بي يُوقادو،كؤنلرين بي كؤنوچه بي قوش وارادو، اونين آتو جيك-جيك خانومادو. بي كؤن جيك-جيك خانوم حينميشده قيزيل گول پُوتاسو[1] اوستوچه حوقيردي كي اونين هاداقه تيكن باتدو.
ادامه مطلب
شعري با نام محمد(ص) به زبان تركي خلجي ازعلي اصغر جمراسي (بيليم) به مناسبت عيدمبعث ،تقديم به پيروان پيامبربزرگوار اسلام ،حضرت محمد بن عبدالله (ص)
محمدmohəmməd
جانوم قوربان اولتا سنين يُولينا
آتين نارون اؤزين نارون محمد
شفاعت ائته سن يازوق بيليمه
آتين نارون اؤزين نارون محمد
Canom qurban olta sənin yolinya
Atin naron üzin naron mohəmməd
Şəfaət ete sən yazuğ bilime
Atin naron üzin naron mohəmməd
ادامه مطلب
اولو تانری آدی ایله
حکیم تیلیم خانین بئشی انجی قورولتایی ۲۶/۴/۱۳۸۷گونش ایلی
ساوانین مرغئی کندینده قوتلاندی.
بو شئعری گله ن قوناقلاریمیزا تقدیم ایله ییرم
عاشيق گونش
خوش گلیب سیز مرغئی یه قوناقــــلار
حکیم تیلیم گه زن یئر دی بــــو یئــــرلر
اینجی مه سین بورا گله ن ایاقــــــــلار
حکیم تیلیم گه زن یئر دی بـــو یئر لـــر
ادامه مطلب
صلواتی را برای شادی ارواح گذشتگان این روستا نثار می نماییم

فروغ فرخزاد: شاعری که صدای انفجار را می شنيد
(تأملی در يک شعر از او)
تراب حق شناس
«مردم شعرم را نبايد به سرعت بخوانند. آنان بايد آنرا بچشند و بکوشند تا احساسش کنند». (فروغ فرخزاد)
«من دنبال چيزی در درون خودم و در دنيای اطراف خودم هستم - در يک دوره مشخص که از لحاظ زندگی اجتماعی و فکری و آهنگ اين زندگی ، خصوصيات خودش را دارد. راز کار اين است که اين خصوصيات را درک کنيم و بخواهيم اين خصوصيات را وارد شعر کنيم. برای من کلمات خيلی مهم هستند. هر کلمه ای روحيه خاص خودش را دارد، همينطور اشياء. من به سابقهء شعری کلمات و اشياء بی توجه ام. به من چه که تا بحال هيچ شاعر فارسی زبانی مثلا کلمه «انفجار» را در شعرش نياورده است. من از صبح تا شب به هر طرف که نگاه ميکنم می بينم چيزی دارد منفجر می شود. من وقتی شعر بگويم ديگر به خودم که نمی توانم خيانت کنم». (فروغ فرخزاد)
ادامه مطلب
سکولاريزم وبازتاب آن در ُسروده هايی
مولوی ، خيـــــــــــام و حافظ
نوشته:صديق وفا
باب سخن :
سکولارس د رلاتين به مفهوم " نسل"،"دوره وعصر" آمده است، که دنيا را(Secularis)آنچه هست می بيند و اطلاق ميکند و معنا متضاد با " کليسا" دارد ، چنانچه کليســا و سايرچنين اماکن در اديان ديگر به گذرا وفانی بودن گيتی تأکيـد می ورزند و بقاء و جاودانه گی را در دين می بينند . به همين علت است که سکولاريزم ميخواهد با توضيح ابعـاد گوناگون حيات اجتماعی، انسان را در خدمت آراستن زنده گی ِبگُمـارد . در مبحث کنـونی که سعی ميگردد؛ سکولاريته در زيبائی های فرهنگ بيان و آشــکار شود کوششی است آغازين که در آن نقش انسان وِخرد وی در شناخت پديده ها و محيط اجتماعی برجسته شده است.هرچند تفاوت هايی ميان دوره ها،نقش ها، پرداخت ها و سروده هايی مولوی،خيام وحافظ وجود دارد وهريک ُبعد ُمعين ِعرفانی وفلسفی خود را دارد و تاکنون بسياری از دانشمندان حوزه تمدنی ما بدان پرداخته اند وهنوز هم جولانگاه کاوش وپژوهش آن باز است ، اما در مجموع اين سه سخن پردازُسترگ و سخن پردازان وبزرگان ديگر چون فردوسی طوسی،عطار وديگران که پرداختن و استمداد ُجستن از اشعـــار وُسروده هـــای ايشان ايجاب کار جداگانه را مينمايد ، دريک مسألهء حايز اهميت اجتماعی دوران ما ( سکولاريزم) حرفها، انديشه ها، ونداهايی دارند که من دراين نبشته ، تنها به همين وجه مشترک آن پرداخته ام وازبرخی ُسرده هايی آنها با استفاده ازديوان ها وآثار شان ويادداشتها ودست نويس هــايی که بعد از خوانش آثار دانش پژوهان ديگر دراين عرصه جمع آوری نموده ام ، ِاستـــمداد ُجسته ام تا ( سکولاريته) اين معضل دوران ما را در حد توان ِگره گشايی کنم ودر لابلای شعر وشکل ظريفانه يی در حد نياز ابتدائی واز سویِ نگارنده ُمبتدی آن را بيان دارم.
ادامه مطلب

